تبلیغات
تک ساز (دانلود آهنگ مجاز ایرانی) - مد گرایی
تک ساز (دانلود آهنگ مجاز ایرانی)
دانلود فیلم مجاز ایرانی
درباره وبلاگ


با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.

مدیر وبلاگ : Yeki Hast
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما وبلایگ در چه حدی هست؟







شنبه 28 دی 1392 :: نویسنده : Yeki Hast

مدگرای افراطی، «مسلوب الاختیار» است. او از خود سلیقه و حق انتخابی ندارد. او تنها با سلیقه ی دیگران [البته سلیقه که چه عرض کنم! بد سلیقگی دیگران] زندگی می کند. او یک «مقلد کور» است و برای ارضای این خواهش نفس، حاضر به انجام هر کاری است

مثلا اگر همین فردا، به تن کردن لباس مخصوص الاغ یعنی «پالان» مد گردیده و عده ای انسان سبک مغز مبادرت به پوشیدن آن نمایند؛ او نیز بلا فاصله خود را در سلک ایشان وارد ساخته و خود را به آنان شبیه می سازد و تازه به این عمل خود نیز افتخارر نظر مد گرایان افراطی هیچ چیزی بد نیست و هر چیز بدی [در امروز] می تواند خوبِ [فردا] باشد!.


مثلا روزی پاکیزگی ارزشی داشت و انسانهای کثیف منفور و مطرود جامعه بودند ولی امروز «کثیفی» در مرام برخی از مدگرایان [کثیف ها و پانک ها]، یک افتخار و یک عامل مهم برای رسیدن به مقصود خویش [یعنی مطرح ساختن خود] می باشد. او حاضر است حتی به او «آشغال» گفته شود و یا حتی با مالیدن فضولات حیوانات به لباس و سر و صورت خویش، به افتخاری نو وتازه دست یابد!. در نگاه مدگرای افراطی تنها یک چیز ارزش است و آن، عبارتست از:

«مورد توجه قرار گرفتن از سوی دیگران».

 در نظر او «نگاه» مردم، بسیار مقدس و ارزشمند است. «نگاه» متاعی گرانقیمت است که برای به دست آوردن آن از همه چیز حتی «کرامت و ارزش انسانی» می توان گذشت!!.

ارزش یک انسان مد گرا تنها به «مقدار» نگاهی که به سوی او معطوف گردیده بستگی دارد. هرچه این مقدار بیشتر باشد او [به خیال خود] از ارزش بیشتری برخوردار است!! [و به راستی ارزش برخی انسانها چقدر کم و بی مقدار است!]. او گرفتار و اسیر نگاه دیگران است او برای به دست آوردن این «سراب!» تمام عمر و وقت گرانقدر خویش را تلف نموده وبرای بدست آوردن آن «گدایی» میکند. او «محتاج» واقعی و «گدایی تمام عیار» است. او مفلوکی نیازمند است. تشنه ای روان در پی «سراب».

و به راستی آیا «نگاه دیگران» اینقدر ارزش دارد که انسان، تمام هست و نیست خویش را به پای آن قربانی نماید!!؟. و آیا «نگاه» چیزی بجز «سراب» است!!؟ و آیا مدگرا به دنبال چیزی بجز «نگاه» است!؟.

البته برخی از این افراد در توجیه رفتار خویش می گویند:

 «ما تنها برای ارضای دل خویش و نه ارضای دل دیگران اقدام به این اعمال میکنیم و کاری نداریم که دیگران در مورد ما چه می گویند و چگونه می اندیشند؟» که با اندکی دقت در رفتار و منش ایشان به خوبی کذب این مدعا ثابت گشته و شاید اصلا نیازی به اقامه دلیل بر علیه آن نباشد ولی از باب تکمیل بحث و در پاسخ ایشان می گوییم:

 «اگر ادعای شما صحیح است پس چرا دائما و «آن به آن» با تغییر هر مد، شما نیز خود را به آن شبیه ساخته و هنوز از مد قبلی سیر نگشته ناچار به تغییر آن می شوید؟ اگر به دل خود رفتار می کنید؛ چرا منتظر تغییر مد از سوی مدسازان جهانی [که همان سرمایه داران و زالوهای اقتصادی و استثماری جهانند] می باشید؟ چرا نمی توانید از سوی خود «مدی نو» ساخته و آن را ترویج دهید؟ چرا از روی هم تقلید نموده و کپی می کنید؟ آیا واقعا هر مد جدیدی که متولد می شود دقیقا عین سلیقه و مورد پسند دل شماست!!؟ [در این صورت می توان گفت:«عجب حسن تصادفی!!؟»]. آیا اگر«نگاهی» از سوی مردم نبود؛ باز هم شما اینقدر خود را «در به در» این مد وآن مد می ساختید؟ اگر و اگر و ....

آیا بهتر نیست با خود کمی رو راست بوده و به خود دروغ نگوییم؟ آیا وجدانا «نگاه مردم» برای شما هیچ ارزشی ندارد!؟. آیا بهتر نیست بیاندیشیم که: مگر در نگاه دیگران چه چیزی نهفته که ارزش این همه سبک مغزی و سخافت را دارد!!؟.

آری، مدگرایی افراطی یعنی: «تعطیلی عقل» و «بازنشستگی زودتر از موعد» آن.

یعنی: رهایی از عقل و احکام دلسوزانه آن. یعنی «به اسارت نفس رفتن» و بندگی آن.

یعنی: زیر پانهادن کرامت و ارزش انسانی، همان ارزشی که سالها به آن بالیده و به خاطر آن بر همه موجودات دیگر بالیده ایم.

در اینجا خوبست به برخی از نظرات و سخنان مدگرایان بپردازیم و با دیده عقل و وجدان در مورد آنها بیاندیشیم.

فلان دختر مدگرا  معتقد است: «مگر چه عیبی دارد که انسان چیزی برای مخفی کردن نداشته باشد!!» و از همین روست که با پوشیدن مانتوهای آنچنانی او نیز دیگر چیزی برای مخفی کردن باقی نمی گذارد.

آن دیگری می گوید: «مگر با نگاه مردم چه چیزی از انسان کم می شود؟!» و از این رو همه‌ی دارایی های خود را مجاناً به نمایش می گذارد!. به راستی مگر با «نگاه» چه چیزی از یک انسان شرافتمند و عفیف کم می شود؟! البته شاید او فکر می کند که: «کم شدن» هر انسانی به کم شدن «وزن» یا «زیبایی» اوست!؛ در این صورت تردیدی نیست که حق با اوست؛ زیرا مگر با نگاه کردن عده ای هوس ران و هرزه گرد، از وزن یا زیبایی او چیزی کم می شود؟!

[و چقدر نادانند آنانکه فکر می کنند وزن یا زیبایی آن دختران نمایشگر کم شده است! ]

البته برخی دیگر که فکر نمی کنند «وزن و زیبایی مربوط به جسم است و بس!!» و معتقدند که «روح نیز دارای زیبایی و وزن – و ارزش – است» در مقابلِ این دسته از دخترانِ آگاه و هوشیار! حرفی برای زدن ندارند و بی تردید در اشتباهند!.

 اینان باید در اعتقادات خود تجدید نظر نمایند زیرا اصلاً این «چرت و پرت»ها چیست که: «روح نیز می تواند زیبا یا زشت؛ ارزشمند یا بی مقدار باشد؟!»؛

مگر روح که یک موجود غیر مادی است می تواند دارای وزن و یا شکل باشد!؟ واقعاً اینان چقدر نادانند! که مسئله‌ی به این سادگی را درک نکرده و معتقد به زیبایی و وزن روح گشته اند!!.

 در مقابل اینان نیز عده ای از پسران «هوشیار و صرفه جو»! وجود دارند؛ آنان نیز می گویند‌: «مگر چه عیبی دارد که انسان از زیبایی های  خدادادی بهره برده و چشمان خود را از دیدن آنها سیر نماید؟» و می گویند: «خداوند زن را زیبا آفریده تا مرد از دیدن او لذّت برده و شکر خدا!‌ را به جا آورد».

 و نیز معتقدند: «اصولاً بُخل یکی از صفات بد انسان هاست، پس چرا زن باید بخیل بوده و دارایی های خود را «ارزان» و بلکه «مجاناً» در اختیار مردان قرار ندهد!؟».

اینان می گویند: «بله یک وقت بحث «ناموس خود!» مطرح است، آنجا انسان باید مراقب ناموس خویش باشد! ولی در خصوص دیگر زنان «غیرت ورزی» اصولاً امری «مرتجعانه» و خلاف تجدد است».

 این دسته از آدمها معتقدند: «اصولاً مرگ چیز خوبی است امّا برای همسایه» و می گویند: «آدم باید خودش با عُرضه و با غیرت باشد؛ حال اگر کسی بی عرضه و بی غیرت شد و دختر یا همسر خود را آزاد گذاشت تا سخاوتمندانه! همه چیز خود را عَرضه نماید! چه اشکالی دارد؟ خودش خواسته که آتش به مالش بزند و خودش خواسته «چوب حراج» به آن بزند.  به ما چه ربطی دارد؟! ما چرا از این موقعیت بهره نبرده و از «نعمت های الهی»! استفاده نکنیم؟! تازه، ما که نمی خواهیم ناموس دیگران را بخوریم! و همانطور که «اهل دل»! می دانند: «با نگاه ما که چیزی از آنها کم نمی شود».

و اصولاً این همه معضلات فرهنگی و اجتماعی ما در جامعه مال همین محدودیت های بی جا است! اگر مردم آزاد باشند که هر کاری می خواهند بکنند اصلاً خودشان سیرگشته و دیگر همه چیز حل می شود.

آدمهای عقب افتاده اند که نیازمند به حراست از دارایی های خود می باشند. آنان هستند که اموال و دارایی های خود را از دسترس دیگران خارج ساخته و آنها را محدود به گاو صندوق ها و بانک ها و قفل و زنجیر ها می کنند. وگر نه آدمهای روشن فکر و دل آگاه! می دانند که تمامی این محدودیت ها غلط و غیر ضرور است.

 اینان معتقدند: «اگر در جامعه آدم دزد و دله و حریص و ... زیاد است مال همین محدودیت های نابجا است و اصلاً به ما چه که اینچنین انسان هایی در جامعه وجود دارند؟ ما باید سخاوتمندانه آن چه را که داریم در «طبق اخلاص» نهاده و در دسترس دیگران قرار دهیم و از همین روست که می گوییم: «چه اشکالی دارد که خانمها تمامی زیبایی های خود را عرضه نمایند؟ بلکه آن آدم های حریص و دله و «ندید بدید»ند که باید خود را اصلاح نموده و اینقدر آبرو ریزی ننمایند!.

  خلاصه آنکه اینان می گویند: «چشم چرانی غذای روح است و همانطور که باید به سلامت جسم توجه نمود به سلامت روح! نیز باید توجه کرد.» به اعتقاد اینان آن جوانان مجردی که از وجود اینهمه منظره ی مهیج و شهوت انگیز در پیرامون خود به «اضطراب و فشار های روحی» مبتلا می شوند و یا آن مردان متاهلی که به دنبال هوسرانی آن هم از نوع حرام آن می گردند؛ اینان خود مریضند و باید به دکتر مراجعه نمایند وگرنه وجود این همه مناظر تحریک کننده! که نباید آنها را تحریک کند!! چقدر بعضی ها کم ظرفیت و کم تحمل اند؟!!

اینان می گویند: «البته برای بدست آوردن هر چیز با ارزش باید هزینه ی آن را پرداخت.  مثلاً این «آزادی» و بی بند و باری که از آن نام برده شد یک امر ارزشمندی است که برای به دست آوردن آن ممکن است عده ای از دختران جوان و البته «ناشی» نیز تباه شده و هستی خود را ببازند و نیز در این مسیر ممکن است عده ای از پسران جوان که عرضه ی پیدا کردن دوست دختر را ندارند گرفتار اضطراب های روحی و افسردگی و ... شده و مقداری ضرر نمایند و یا در راه رسیدن به این مطلوب ارزشمند ممکن است عده ای از خانواده ها متلاشی شده و زنان جوان، «همسران تنوع طلب» خود را از دست بدهند و گاه نیز بر عکس آن اتفاق افتاده و مردان جوان، «همسران آزادی خواه» و جلوه گر خویش را مفت باخته و ناچارشوند که کودکان خویش را، خود بزرگ نمایند.

 بالاخره هر چیز خوبی! آفاتی نیز در بر خواهد داشت و البته گاه این آفات خیلی بیشتر از آن چیز خوب خواهد بود! و این بستگی به شانس! افراد دارد.»

آری اینان طرفداران پروپا قرص «آزادی» آنهم از نوع «غربی و متجدد» آنند اینان معتقدند: «چه اشکالی دارد که گاه انسان برای به دست آوردن یک سکه ی پنجاه ریالی یک اسکناس یک هزار تومانی هزینه کند؟!!»  بالاخره اگر آن سکه ی پنجاه ریالی عزیز و دارای ارزش است؛ باید برای یافتن آن هزینه کرد.» اینان می گویند: «اگر شخصی سکه ی پنجاه ریالی خود را در یک اتاق تاریک گم نمود، می تواند برای یافتن آن یک اسکناس یک هزار تومانی!، و یا حتی یک دسته اسکناس هزار تومانی! را دانه دانه آتش زده و در تاریکی به دنبال آن بگردد.»  بالاخره این هم عقیده ای است که برای خود ارزشمند!! است.

منبع:http://aarameshjavidan.parsiblog.com/





نوع مطلب : حجاب و عفاف،
برچسب ها : مد گرایی،


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

از ما حمایت کنید


بازیگران نوجوان ایرانی

مرتضی پاشایی

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک